فیلم 2011 A Separation جدایی نادر از سیمین اصغرفرهادی

امتیاز شما
[کل: 0 میانگین: 0]

فیلم به فیلم با اصغرفرهادی: A Separation (جدایی نادر از سیمین) 2011

در همان نخستین دقایق فیلم و هنگامی که در دادگاه قاضی جلسه (که زاویه دیدش با زاویه دید مخاطب یکی است) از سیمین (لیلا حاتمی) درمورد علت اصرارش برای مهاجرت به خارج از ایران میپرسد این سوال در ذهن مخاطب هم شکل میگیرد که فیلمساز در ادامه چه دلایلی برای مهاجرت را به تصویر میکشد و جالب است درست پس از سکانس دادگاه وارد خانه زوج اصلی شده و کارگرانی را مشاهده میکنیم که برای انجام یک عمل ساده (حمل اثاث ازطبقه دوم) دچار مشکل شده اند و این قضیه که هنگام جابه جایی وسایل منزل باید در محاسبات خود (طبقه همکف) را هم لحاظ کنند را متوجه نمیشوند!

فیلم 2011 A Separation جدایی نادر از سیمین اصغرفرهادی

عکس پروفایل شهاب حسینی در فیلم ایرانی جدایی نادر از سیمین

فرهادی با نمایش همین اتفاق به ظاهر ساده پس از نمایش دادگاه به مخاطب کد میدهد که برای پیش پا افتاده ترین مسائل هم نمیتوان روی کسی حساب بازکرد و درچنین شرایطی باید هرکس حواسش به زندگی خودش باشد و نمیتوان زیاد به کسی اطمینان کرد. این مسئله در ادامه روند داستان هم نمود عینی پیدا میکند. راضیه(ساره بیات) که زن‌ی دیندار و خداشناس و سر به زیر و نیازمند به تصویر کشیده شده است خروج نابه هنگام پدر نادر (پیمان معادی) و بعدتر تصادفش با ماشین (که منجر به سقط جنین) شده را ازدیگران مخفی میکند.

نادر هم که خود اگرچه در فیلم ویژگی هایی از یک پدر درستکار را دارا میباشد (همچون وقت گذاشتن برای درس دخترش. سپردن مسئولیت به او و گوشزد به وی برای گرفتن حق خود از جامعه و احساس مسئولیت در قبال پدر سالمند خود) اما او هم با دروغ گفتن در رابطه با اطلاعش از بارداری راضیه و فرافکنی سعی درفریب دادگاه و خانواده و اطرافیانش را دارد.

در اواخر داستان حتی معلم مدرسه (مریلا زارعی) نیز دو مرتبه به دادگاه رجوع کرده و شهادت اولیه خود را از دادگاه پس میگیرد! این موارد بخشهایی از داستان هستند که فرهادی با نمایش تک تک آنها درصدد بوده تا مهاجرت سیمین را توجیه کند. از نظر فرهادی هر فردی با هر میزان از جایگاه اجتماعی و فرهنگی درشرایط سخت و دشوار سعی در دروغ و پنهانکاری دارد تا از بحران عبور کند اما سوالی که پیش می آید آن است که چه تضمینی وجود دارد که تمام این موارد در دیگر کشورها (حتی درجه یک ترینشان) اتفاق نیفتد؟

اصولا انسان موجود قابل اعتماد و قابل پیش بینی هست که در هر شرایط بتوان روی وجدان و شرافتش حساب بازکرد؟ مشکلات پیش آمده دراین اثر آیا فقط متعلق به ایران هستند و کشورهای دیگر تماما خوش و خرم و بی دغدغه روزگار میگذرانند؟ اینها مواردی هستند که فرهادی با زیرکی سعی دارد از آنها طفره برود (که درفیلم فروشنده کار دستش میدهد!)

همانطور که در ابتدای متن هم اشاره شد در ابتدای فیلم زاویه دید مخاطب و قاضی یکی است و همزمان بیننده و قاضی نادر و سیمین را مشاهده میکنند که رو به دوربین از زندگی خود سخن میگویند. فرهادی با این ترفند اعلام میکند نتیجه گیری نهایی با شماست ولی درادامه ماجرا گویا موضعش با سیمین یکی میشود و درجبهه او قرار میگیرد.

درنمای پایانی نادر و سیمین در دو سمت مخالف قاب دوربین خسته و نگران از وضعیت دختر خود نشسته اند و فرهادی راهرویی شلوغ و پرازدحام رانشان میدهد که هرازگاهی باصدای داد و فریاد حاضرین دردادگاه ترکیب شده و حسی از نا امنی، دلهره و یاس را برای مخاطب به ارمغان می آورد گویا پس از اینهمه تلاش نتیجه مشخص نیست. نوجوان پاک و صادق امروز ماندن در این شلوغی و همهمه را انتخاب میکند یا ترک وطن را؟ شاید اصغر فرهادی نتیجه رابهتر درک کند … شاید!

همچنین ببینید: فیلم » فیلم ایرانی » سریال » نقد فیلم » وبلاگ