خانه / دانلود فیلم جدید 2019 و 98 / تحلیل و نقد فیلم 2018 cold war جنگ سرد

تحلیل و نقد فیلم 2018 cold war جنگ سرد

پنجمین ساخته کارگردان مطرح لهستانی پاوو پاولیکوفسکی در ژانر درام، عاشقانه و حتی موزیکال که در جشنواره کن امسال برنده جایزه بهترین کارگردانی شد و مورد ستایش اکثر منتقدان قرار گرفت. فیلمی که بیشترین شباهت را به فیلم قبلی همین کارگردان (ایدا) دارد و تمام لهستانی است. داستان جنگ سرد در دوران جنگ جهانی و حکومت ها کمونیستی میگذرد که قصه عشقی بین ویکتور و زولا را روایت میکند که برگرفته از زندگی والدین کارگردان است…

فیلم با همان ضرب ابتدایی هویت خود را نشان میدهد، موسیقی در مکانی خشک و سرد که حکم تیتراژ را دارد و ما با موقیعت فیلم در بخش آغاز آشنا میشویم سپس شخصیت ها را میبینیم که برای ایجاد یه گروه ارکست و برگزاری سمفونی از افراد جویای اینکار تست میگیرن و قصه عشق ما از بین همین افراد و استعداد ها شکل میگیرد و ماجرای درونی کار مشخص میشود.

شاید از مهم ترین تکنیک به کار رفته در فیلم تصویر سیاه سفید بودن آن است که البته نقش بسزایی ام در فرم کار داشت و علاوه بر این امور صدا، تصویر برداری و زاویه و قاب بندی های فیلم که متأثر از ساختار فیلم و فیلم های نظیر آن است به خوبی اجرا شده. پن های دوربین به شکل دقیقی اجرا شده، میزانسن کار بخصوص در زمان اجرای نمایش ها عالی انجام شده.

فیلمبرداری های فیلم اکثرا با سکانس پلان های طولانی و تک شات تاثیر بسزایی در مخاطب میگذارد و بهره مندی از عناصر بصری کار هم بر اون افزوده و در نهایت دکوپاژ فیلم در سطح خوبی بود و به نظرم در کنار صداگذاری های فیلم یکی از نقاط قوت فیلم موسیقی های زنده آن بود که بشدت تاثیر گذار در فرم روایی فیلم بود. به طوریکه مخاطب کاملا همراه آن و یکی از تکنیک های خوب و جالب فیلم به نظرم سکانسی بود که ویکتور در سالن حضور داشت و کارگردان عکس روبروی او را در آینه پشتش با نمای نیمه باز خوب نمایان کرده بود.

و اما فیلمنامه کار که یکجور اثری اقتباسی بود و از آنجایی که شباهت به کار قبلی پاولیکوفسکی داشت این توقع نمیرفت که با جهان بینی بزرگ تری از کارگردان روبرور شیم. اصل قصه کار خوب اما جدید نبود و در خود اجرای کار الهامات زیادی از فیلم های همرده او از پیانیست تا آندری روبلوف و کودکی ایوان داشت. از آنجایی پاولیکوفسکی از هنرمندان به نام لهستان در کنار کیشلوفسکی است این انتظار میرفت که سبکایی شبیه به هم داشته باشند اما فیلمنامه کار که به نظرم از قواعد خوبی پیروی میکردن و درام ها و چالش هایی که برای شخصیت ها ایجاد میکردن به موقع بود.

در نیمه اول کار ریتم بسیار تندی داشت به طوری که از فیلم جلوتر بود و به نظرم اگر به مراحل یادگیری و تعلیم هنرآموزا بیشتر پرداخت میشد بهتر بود ولی از نیمه دوم به بعد ریتم مطلوبی پیدا میکند و شخصیت پردازی که هریک از کاراکتر های فیلم دارند به نحو احسن انجام شده و از ابتدای کار کاملا واضح است که مولف کاملا به فضای داستانی انها آشنایی دارد و البته دیالوگ های انها که کم اما به جا و بدون حرفی اضافی است.

بازی فوق العاده بازیگران بخصوص زولا (Joanna kuilg) که بر شخصیت پردازی کاراکتر ها نقش بسیار مهمی داشتن و دارای اکت ها سرد اما از درون داغی است و سایر روایت پردازی های فیلم و تایم لاین کار که به خوبی گفته میشود. همان اول که تیزر فیلم را دیدم با خودم گفتم قطعا با توجه به ساختار و اتفاقات حقیقی فیلم دلیل فیلمساز برای سیاه سفید کردن فیلم دلیل منطقی است که خب حقیقتا بود جنگ سرد و حال و هوای کمونیستی و فاشیستی آن دوره جنگ جهانی بین کشور های آلمان لهستان یوگوسلاوی و …کاملا ساختار و تم فیلم را نمایان میکند که افرادی هنرمند در بهبه جنگ و کثیفی ها سعی در نشون دادن زیبایی های ذهن مردمانی را دارند که جنگ را وسیله ای برای ارائه آن میدانند اما در پس آنها هم اهدافی است.

همانطور که گفتم این تم سیاه سفید بودن فیلم کاملا آن حال و هوارو نشان میدهد اما این سوال پیش میاید آیا فیلمساز نمیتوانست همه اینهارو در قاب رنگی نشان دهد؟ آیا علاوه بر سایه نمیتوانست نورپردازی های فشرده تری از سبکی که انتخاب کرده بود انجام دهد؟ سبکی که بخشیش الهام گرفته از اکسپرسیونیسم آلمانی بود. هرچند که خواستگاه این سبک از همین سیاهی ها و سفیدی ها است ولی به شخصه دوست داشتم تمام اینهارا بار دیگر در قابی رنگی ببینم.ببینیم که چطور میتوان بدی ها زشتی ها و جنگ و عشق به وجود آمده در آن در رنگ آمیزی هایی دید که آن دوره وجود داشت.

مطمئنا نمیتوان تنها با تکنیک و قاب بندی یه راست به محتوا رسید. بلکه حرفی باید پشت آنها باشد لزوما منظورم کله این فیلم نیست. شخصیت ویکتور و زولا هرکدام تفاوت های بسیاری با هم داشتند یکی بازیگوش دیگری جدی یکی منفعت طلب دیگری راحت طلب. یکی عاشق دیگری سعی در بروز دادن عشق، ولی عشق است که این تفاوت ها حالیش نیست.

جنگ سرد روایت گر عشقی است. زمانی که در لانگ شات پایانی. فیلم تمام آنها را مرور میکنند، آرامش پیدا میکنند. جنگ سرد فیلمی بود که هرچند دارای نکات ریز زیادی نبود اما درکل لایق بهترین کارگردانی تا الان بوده و فیلمی بوده که انگار باید در همان دهه 50 60 میلادی ساخته میشده. اما حیف که پاولیکوفسکی دفترچه خاطرات پدر مادرش را دیر خوند!

همچنین ببینید: فیلم » فیلم ایرانی » نقد فیلم » وبلاگ

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

دانلود سریال قورباغه,nhkg,n svdhg r,vfhyi

دانلود سریال قورباغه

1+ دانلود سریال قورباغه هومن سیدی کامل با لینک مستقیم و خرید ...