فیلم 2018 Hereditary ارثی: چگونه با غم و اندوه برخورد می‌کنید؟

0

فیلم 2018 Hereditary ارثی: چگونه با غم و اندوه برخورد می‌کنید؟

یک خانواده محترم: HereDitary

با اینکه اصولا وحشت ژانر مورد علاقه ام نیست و فیلمهای انگشت شماری دراین ژانر را پیگیری میکنم اما گاهی اوقات این تجربیات مستقیم به جایگاه بهترین فیلمهای یک سال بنده ورود میکنند. همچون همین فیلم (موروثی) که شوم و قیرگون آغاز میشود. اوج میگیرد و مهیب و ویرانگر پایان میپذیرد. البته از نظر تماشاگر حرفه ای سینما موروثی تا حدودی دارای همان ضعفهای همیشگی و انکار ناپذیر ژانر وحشت هم هست همچون پرداخت نصفه و نیمه به شخصیتها (در این فیلم مشخصا شخصیتهای فرعی). عدم منطق روایی داستان دربرخی دقایق و حضور کمرنگ پلیس یا سایر نیروهای امدادی در بزنگاههای داستانی و یا حضور یک خانواده در خانه ای بزرگ و مرموز و حاشیه ای و…

اما تمام امتیاز موروثی در آن است که تا آنجا که درتوان داشته برای خلق اتمسفری سنگین و تنشزا وقت گذاشته و نتیجه را هم در پرده نهایی برداشت میکند. موروثی هیچ عجله ای برای رو کردن شوک های داستانی ندارد. به واقع ریتم فیلم نه فقط به کمک تدوین بلکه ابتدا بوسیله نوع داستان پردازی فیلمنامه است که مخاطب راهمراه میسازد. همچون نخستین حادثه محرک فیلم که چه به لحاظ زمان بندی و چه به لحاظ اجرا حسابی دل مخاطب را میلرزاند. موروثی پس از این حادثه نه تنها افت نمیکند بلکه با پررنگ کردن نقش مادر خانواده تعلیق را به اوج خود میرساند. به واقع موروثی ترس اصلی را درونی جلوه میدهد تا بیرونی. در فیلم چند سکانس رعب آور و تعقیب و گریز هم هست اما عامل اصلی هراس نفوذ و ورود روحی شیطانی به قلب خانواده است.

(آری آستر) در کارگردانی هم استاندارد و کم نقص جلوه میکند. از همان افتتاحیه فیلم میتوان شروع کرد که با نمایی از یک کلبه درختی از داخل یک پنجره آغاز میشود .سپس حرکت دوربین به داخل خانه را داریم که با آهستگی خود جزییات محیط داخل رابه مخاطب نشان میدهد و به داخل ماکتی طراحی شده ورود میکند و با یک ترفند زیرکانه تدوین اتاق خواب داخل ماکت با نمونه واقی یکی میشود! نماهای لانگ شات فراوانی را در فیلم داریم که به شکلی بافاصله زیاد دوربین ازسوژه خانه، ماشینهای پارک شده جلو آن و درختان اطراف را تصویر سازی میکنند و به مخاطب حس همان ماکت های ساخته شده توسط مادر خانواده را میدهند. کارگردانی در نقاط حساس داستانی هم با دقت انجام گرفته شده است:

به عنوان مثال پس از آشکار شدن کشته شدن فرزند خانواده در حالیکه صدای گریه و ناله مادر را داریم به تصویر سر قطع شده فرزند کنار جاده کات میزند و التهاب را افزایش میدهد. مثال دیگر نخستین تقابل مادر با یک روح سالخورده است که دراین نما فاصله لنز دوربین با سوژه و مدت زمان نمایش (درحد چند ثانیه) به راستی لرزه به اندام مخاطب خود میندازد.

فیلم موروثی از آن دست آثاری است که برای تشدید حس خفقان و خلق اتمسفر شوم خود از همان ابتدا سعی نمیکند با رنگ بندی مشخص و از قبل طراحی شده فضا و لوکیشن خود را دلهره آور نشان دهد. اتفاقا به عنوان یک اثر ترسناک روانشناسانه موروثی از ترکیب رنگهای شاد و زنده هم بهره میبرد.

رنگهایی نظیر سبز، زرد، آبی، قرمز و… را به وفور در نماهای فیلم (مخصوصا نماهای داخلی) خواهید دید اما در چند مقطع از فیلم این رنگها در راستای داستان تغییر میکنند همچون جایی که پسر خانواده بعد از حادثه تصادف به خانه آمده. دوربین از پشت سر او همراهی میکند و با او به داخل راهرو میپیچد و در این نما سیاهی محض بر قاب دوربین نقش میبندد یا جاییکه مادر برای خواب به کلبه درختی رفته و نور قرمزی که بر جسم او تابیده شده و شاید مهمترین آنها در نماهای شوک آور رویارویی با ارواح سرگردان که فقط بخشی خاصی از اتاق کاملا تاریک هستند و به مخاطب هشدار میدهند تا با دقت بیشتری اثر را پیگیری کند.

مدت زمان فیلم نزدیک به دوساعت است اما فیلم چنان در کاشت و سپس برداشت ایده های فیلمنامه سنجیده و دقیق عمل میکند که به شخصه درهیچ مقطعی ازفیلم احساس خستگی نکردم. همانطور که پیشتر هم اشاره شد موروثی به ترکیب همگونی از فیلمنامه و اجرا میرسد و به همین دلیل با وجود همان اندک لغزش های فیلمنامه ای خود (که گویا جز انکار ناپذیری از آثارترسناک هستند) تبدیل به خاطره ای جذاب و فراموش نشدنی میشود که تماشای آن مخصوصا شب هنگام و درسکوت مطلق به شدت توصیه میشود.

فیلم 2018 Hereditary ارثی: چگونه با غم و اندوه برخورد می‌کنید؟

فیلم 2018 Hereditary موروثی: الان که دارم در مورد این فیلم مینویسم هنوز در شوک تماشای فیلمم، یک چیز اورجینال که شاید به این زودی ها دیگر تکرار نشود. این فیلم این سوال رو مطرح میکنه که، چگونه با غم و اندوه برخورد میکنید؟ خوب جواب دادن به این سوال حتما متفاوت خواهد بود چرا که ممکن است کسی غم یا فشاری این چنینی را تحمل هم نکرده باشد و این شخص توان پاسخ گویی نیز ندارد.

اما آنهایی که توانایی پاسخ دارند در چنین موقعیتی که دچار یک حادثه غمناک و ناگوار میشوند، ابتدا این افراد با دنیایی دلیل، خود را سرزنش میکنند اما گاهی عده ای دیگران را در مرگ عزیزانشان دخیل میدانند و سعی در تلافی کردن این موضوع دارند. در این فیلم خانواده گراهام واکنش هایی در برابر تراژدی رخ داده از خود نشان میدهند که به آرامی پا را فرا تر از سرزنش یک دیگر میگذراند و وارد وادی بسیار مخوفی از نظر روانی میشوند.

فیلم Hereditary یا ارثی نشانه ها و کهن الگوی خود را از فیلم های ترسناک کلاسیک مانند The Shiningو Rosemary’s Baby گرفته است. البته فیلم اشتراکاتی نیز با فیلم بابادوک دارد. خانه گراهام، پر از قابکاری های چوبی تیره و راهرو های تیره تر است که به طرز شگفت آوری برای ترسناک تر شدن اتمسر فضا طراحی شده است. یک خانه درختی که از پنجره ی اتاق خواب خانه دیده میشود و از خود چیزی شبیه به مواد کوره ترشح میکند مکانیست که در آن افکار شوک کننده در حال شکل گیریست.

ارثی در قامت یک وحشت بزرگ، پر از جزئیات کوچک و نکات شوکه کننده است. فیلم به شدت غیر قابل پیشبینی است و اصلا نباید به نتیجه گیری لحظه ای خود ایمان بیاورید. وحشت موجود در اثر از جامپ اسکر ها ریشه نمیگیرد و اگر اشاره ای باشد بسیار اندک است. الکس وولف عملکرد به شدت متفاوت تری را نسبت به جومانجی در سال پیش از خود بروز داده است من اگر بخواهم زیاد وارد جزیات شوم شاید از لذت بیننده ای که فیلم را تماشا نکرده کاسته شود در نتیجه کلامم را خلاصه میکنم.

در فیلم ارثی هرچه ترس ها عمیق تر میشوند پاسخ سوالات نیز دشوار تر میشود و در پایان آنچه دیده اید را به سختی میتوان پردازش کرد. نتیجه: پویایی غیر قابل پیشبینی اثر، عملکرد اجرایی بسیار پیچیده و درخشان، مجموعه ای دقیق از جزئیات و طراحی بصری عالی و کارگردانی خوب، به صورت پیوسته تکان دهنده و ترسناک، تعادلی خوب بین طرح اصلی و استعاره های جزئی.

همچنین ببینید: فیلم » فیلم ایرانی » سریال » نقد فیلم » وبلاگ

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*