تحلیل و نقد فیلم نگار رامبد جوان / Negar 2017

0

اگر باران افقی ببارد و من عمودی بدوم… (تحلیل و نقد فیلم نگار رامبد جوان / Negar 2017)

قبل از اشاره به نقاط ضعف و قوت (نگار) بدنیست به این نکته اشاره کنم به شخصه سینمایی از جنس نگار را به دیگر ساخته های امروز کشورم ترجیح میدهم. نگار برخلاف اکثر آثار مثلا سینمایی ایران که (خرده پیرنگ) ر ابر (پیرنگ اصلی) ترجیح میدهند. آپارتمانی هستند و بدون قهرمان … تنوع بازیگر، لوکیشن، فضا و … ندارند و بیشتر شبیه (فیلمهای تلویزیونی) هستند و گاها تقلیدی وتقلبی! و … دارای داستان است.

داستان یعنی آنکه مخاطب (با هرمیزان سابقه و دانش سینمایی) تشخیص میدهد اثر از جایی معین آغاز میشود. رفته رفته بسط پیدا کرده و در انتها نیز پایان مشخصی دارد. البته این نباید امتیاز ویژه ای برای یک اثر سینمایی باشد اما با توجه به شرایط کنونی ما همین هم یک (غنیمت) است.

فیلم نگار قهرمان هم دارد. قهرمانی که مسئله مرگ پدر همچون خوره بر روح و روانش چنگ میزند و میبایست بین کشف راز و زیست عادی یکی را برگزیند. همین دو ویژگی در کنار اجرای کم و بیش استاندارد (رامبد جوان) در کسوت کارگردان نگار را به اثری سرپا و سرگرمی تبدیل نموده است. جوان در بسیاری از نماها درست تشخیص داده است جای دوربینش کجا و با چه فاصله ای از سوژه مورد نظر باشد.

به عنوان مثال در آغاز فیلم دوربین از بالا جسد پدر نگار راشکار میکند. به طبع دوربین میتوانست ثابت بماند اما جوان با نزدیک کردن دوربین به جسد به مخاطب القا میکند مرگ پدر مسئله است و همه چیز محور او میچرخد. یا وقتی برای اولین بار نگار را کنار مادرش مشاهده میکنیم ابتدا دوربین نیم رخ او را میدهد و در حالی که کم کم صدای مادر قطع میشود نگار رو به دوربین شده و تمام رخ صورتش آشکار میشود.

انتخاب (نگار جواهریان) برای نقش اصلی کاملا به جاست. اول آنکه نوع پرخاشگری و جسارت نقش اصلی کاملا در تضاد با آن چیزیست که مخاطب این سالها از جواهریان به یاد دارد. جواهریان دیگر آن زن یا دختر آرام، گوشه گیر و حرف شنو آثار سابق نیست و با فریادهایی که میزند و خشمی که درنگاه دارد و همچنین نوع مدل مو و آرایش خود یک شخصیت جسور و شورشی میسازد که اوج کارش به نظرم درسکانس دعوا با مادر و خاله خود است. نگار همچنین به لحاظ حالت چشم و بینی و لحن گفتار بسیار شبیه به بازیگر نقش پدرش (علیرضا شجاع نوری) هم هست.

نگار تدوین فکر شده ای هم دارد. نوع روایت اثر که مدام مابین خیال و واقعیت جابه جا میشود را تدوین نظم بخشیده است. همچون تمام سکانسهایی که نگار خود راجای پدر میبیند و زاویه دید هر دو یکی میشوند. تاثیر تدوین فیلم در پرده آخر اثر و جایی که قرار است مخاطب نتیجه نهایی را برداشت کند بیشتر به چشم می آید.

اما تمام امتیازات به کنار… نگار هرچه در کارگردانی استاندارد است در فیلمنامه لنگ میزند … به عنوان مثال برای دستیابی نگار به (چک) که اتفاقا نقش بسیار کلیدی هم در حل ماجرادارد چه دلیل قانع کننده ای رو میکند؟ جواب هیچ است… یا مثلا بازی بد و اغراق شده (مانی حقیقی) در سکانسی که سر (محمدرضا فروتن) فریاد میکشد … یا دیالوگهای ناخواسته طنز فروتن به جواهریان در مورد رنگ سبز جوراب … و از همه مهمتر کلیشه پیش پا افتاده و عقیم (پرونده مهمی که نباید رو شود) بدون آنکه کمترین اطلاعاتی از آن به مخاطب داده شود…

نگار اما در مجموع با تمام نقاط ضعف و قوت خویش و با توجه به تمام کم کاری های سینمای ایران در خلق تنوع ژانر (همچون همین ژانر تریلر/جنایی) اثری است که ارزش تماشا و فکر کردن دارد … امتحان کنید.

همچنین ببینید: دانلود فیلم » دانلود فیلم ایرانی » سریال » نقد فیلم » وبلاگ

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*