نقد فیلم شوالیه تاریکی برمی‌خیزد The Dark Knight Rises 2012

0

آخرین حرکت قهرمان: DarkKnight Rises

در آخرین قسمت از سه گانه شوالیه تاریکی کریستوفرنولان با سوال مهمی مخاطب خویش را به چالش میکشد: آیا میتوان اوضاع جامعه را با دروغ و پنهان کاری و فریب کنترل کرد؟ پنهان کردن حقیقت و قهرمان سازی خیالی و پوشالی تا به کجا نتیجه میدهد؟ دادن امید واهی به عامه جامعه چه تاوانی خواهد داشت؟

در شوالیه تاریکی برمیخیزد گاتهام با یا دو خاطره قهرمانی دروغین همچون (هاروی دنت) روزگار میگذراند و قهرمان و امید و نجات بخش اصلی( بتمن) را انکار میکند. البته که نتیجه چنین برخورد و تفکری شکست و تسلیم در برابر آشوبگری همچون بین و دار و دسته اوست.

نولان در این اثر تاکید میکند بازی با اذهان عمومی و وانمود به دروغ و طرفداری از جناه باطل نتیجه ای جز ویرانی و تباهی ندارد. پس به همین دلیل در این قسمت گاتهام و ساکنانش تاوان سنگینی پرداخت کرده و تا مرز نابودی از صفحه روزگار هم پیش میروند. البته که به رسم آثار پرخرج و بزرگ ابر قهرمانی در نهایت بتمن به عنوان ناجی گاتهام بر شر غلبه میکند اما پس از تماشای اثر در این فکر فرو خواهیم رفت که به راستی در جهان پیرامون دنیا را چه کسانی و چگونه اداره میکنند و ما به عنوان بخش انکار ناپذیری از جامعه امروز چه واکنش و برخوردی نسبت به فعالیت آنها داریم.

بتمن در این قسمت نسبت به بروس وین حضور کمتری دارد. چرا که اساسا فیلم همانقدر که در مورد خیزش بتمن است در مورد بازسازی بروس وین نیز هست. بروس افسرده، پریشان حال و ضعیف به لحاظ جسمانی میبایست خود را بازیابی کند. در مقابل او بین به عنوان تبهکاری که کاملا آماده در طول نمایش فیلم ظاهر میشود (هم جسمانی و هم اعتقادی) قرار دارد که خود به نوعی دشوارترین چالش شوالیه تاریکی محسوب میشود. بروس وین در این قسمت همچون دوران کودکی سقوط میکند.

اما تفاوت در آنجاست که اگر در آن مقطع پدر نقش حامی را ایفا میکرد و او را از چاه عمیق نجات میداد اینبار بروس تک و تنها و بدون ترس از پیشامد هولناکی بنام مرگ میبایست برای رهایی بکوشد. خیزش شوالیه تاریکی در مورد آخرین و دشوارترین بخش مبارزه بروس وین است. مبارزه با ترس از مرگ و نیستی.

بین به عنوان قطب منفی داستان نیز به لحاظ وحشی گری و ترسناکی دست کمی از جوکر شوالیه تاریکی ندارد. بین به عنوان حامی قشر فرودست جامعه خود رامعرفی میکند اما از همان ابتدا مشخص میشود هدفی جز دادن امید واهی نداشته و در نهایت برای رسیدن به نیت راس الغول و لیگ سایه ها درتلاش است. بین قاطع و محکم رفتار میکند و با صلابت سخن میگوید اما همان هیولا نابودگری است که برای اجرای مصیبت و ناکامی برسر مردم بیگناه آوار گشته است.

همچنین ببینید:

در قسمت کارگردانی نولان سعی داشته آشوب و هرج و مرج را پر تنش و هیجان انگیز نمایش دهد. کاری که گاها در آن نتیجه گرفته و گاها نیز ضعیف و سرسری عمل نموده است. آشکارا فیلم در بخش اکشن اشتباه فاحشی ندارد. همچون سکانس تماشایی سرقت از هواپیما (اجرای جذاب تیم بدلکاری، نماهای باز هوایی که سرنگونی هواپیما را عکس سازی میکنند و در آخر نمای درخشانی که در آن دوربین عمود بر بین و دکتر پاول رهایی آنان در آسمان را شکار میکند.)

یا در نخستین سکانس رویارویی بتمن و بین در فاضلاب که اینبار بر خلاف دو قسمت قبل مبارزه تن به تن پرداخت شده ای را شاهدیم. (دوربین در فاصله مناسبی از محل درگیری قرار میگیرد. تدوین اجازه میدهد ضربات دو طرف را با جزییات شاهد باشیم. موسیقی قطع میشود تا تنها صدای حاضر در لوکیشن را شنوا باشیم و در نهایت با شکسته شدن کمر بتمن حس ملتهب این سکانس به اوج میرسد.)

علاوه بر این دو مورد سکانس اکشن پایانی نیز پراسترس و دیدنی از کار در آمده. دوربین نولان به همراه سفینه ویرانگر بتمن میان ساختمانها جولان میدهد و قدرت انفجاری بالای این سفینه نیز در این نماها به خوبی برای مخاطب تفهیم میشوند. دوربین علاوه بر حضور هوایی خود در نماهای مربوط به تعقیب و گریزهای زمینی نیز به سرعت پشت یا کنار سوژه مورد نظر در حرکت است تا همواره از دو زاویه بتوان حوادث را تعقیب کرد. آشکارا تعقیب بتمولیلها بوسیله سلینا کایل از مواردی هستند که در آنها جایگاه هر دو طرف در سکانس اکشن کاملا مشخص است و مخاطب به خوبی تشخیص میدهد اتفاقات چگونه در جریان هستند.

در بخش بازیگری تام هاردی به راستی جذاب و درخشان است. در حالیکه در تمام نماها (به غیر از تک سکانس خاطره زندان) همواره ماسک سنگین و مهیبی برصورت دارد موفق میشود با صدا سازی و بازی با چشمان خویش از بین یک شرور ماندگار خلق کند.

به عنوان مثال در بخش پایانی و یادآوری خاطرات توسط میراندا تیت او موفق میشود با نگاه غمگین و سکوت معنا دارش در برابر سلاح ویرانگر عشق تمام حس و‌حال مخاطب را برانگیزد. تام هاردی در مواقعی نیز که در موضع قدرت قرار میگیرد موفق میشود ابهت خود را به رخ کشیده و ترس را به جان طرف مقابل بیندازد.

آشکارا سکانس نبرد با بتمن در فاضلاب و دو سکانس سخنرانی او میان جمعیت از این موارد هستند. ترکیب صداسازی و کمک گیری از حالات چشم به کمک او آمده اند تا تام هاردی سربلند از ایفا چنین نقشی برآید. خیزش شوالیه تاریکی اثر بی نقصی نیست. چراکه در بخش میانی داستان و زمانی که شهر دچار آشوب میشود نولان نمیتواند حس ترس و ناامنی و هرج و مرج را کامل انتقال دهد.

نولان احتمالا به دلیل کمبود وقت و پر حادثه بودن فیلمنامه از این بخش به راحتی عبور میکند و تبعات حضور اوباش و جنایتکاران در گاتهام را درک نمیکنیم. همچنین داستان برپایی دادگاه متهمان و اجرای عدالت برای آنان نیز ضعیف و بی حوصله پرداخت میشود.شلوغی فیلمنامه و سرعت بالای روایت در این اثر نیز همچون شوالیه تاریکی به نتیجه کلی ضربه وارد کرده و این فیلم را هم از چهار ستاره بودن دور میکند.

خیزش شوالیه تاریکی پایانی جذاب و پرتنش برای سه گانه ای است که بدون شک تاثیر بالایی در علاقه مند کردن مخاطبان و منتقدین به آثار ابرقهرمانی ایفا نمود. سه گانه ای که با تمام مشکلات کوچک و بزرگش همچنان قابل تماشا و قابل بحث کردن است. خیزش شوالیه تاریکی این پازل را تکمیل میکند.

همچنین ببینید: دانلود فیلم » دانلود فیلم ایرانی » سریال » نقد فیلم » وبلاگ

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*