بررسی و تحلیل فیلم دختری با خالکوبی اژدها: غارت روح تماشاگر در The Girl with the Dragon Tattoo

امتیاز شما
[کل: 0 میانگین: 0]

غارت روح تماشاگر

این سومین مرتبه ای بود که (دختری با خالکوبی اژدها) را تماشا کردم. از آخرین تماشای آن چندسالی می‌گذشت و عذاب آور و سیاه مهم‌ترین واژگانی بود که از همان نخستین برخورد با آن در ذهنم نقش بستند و جالب است پس از گذشت این همه سال این دو واژه هنوز هم برای این فیلم کار می‌کنند و به نظرم این اثر بدون این دو معنی ندارد!

هرچند اگر از علاقه مندان به سینمای (دیوید فینچر) باشید کمتر از این راهم توقع نخواهید داشت اما شدت بیرحمی و نگاه سنگدلانه اش به انسان در این اثر در اوج خود قرار دارد.

فینچر اثری خلق کرده است که نکبت و خفقان در تک تک سکانس‌هایش جاری گشته است. در نیمه ابتدایی اثر و جاییکه هنوز همکاری لیزبث (رونی مارا) با میکاییل بلومکوئست (دنیل کریگ) شکل نگرفته فینچر با روایت مجزا داستان هر کدام ذهن مخاطب را مهیا تماشای ادامه ماجرا می‌کند.

زاویه دوربین و نوع حرکت آرام آن (چه هنگامی که ازسوژه دور و چه هنگامی که به آن نزدیک می‌شود) به همراه موسیقی مرموز و نوپردازی کابوس واری که دل مخاطب را می‌لرزاند همگی نشان از آن دارند که فینچر برای عذاب مخاطب جدی و مصمم است.

دختری با خالکوبی اژدها اما به همین دوسکانس بسنده نمی‌کند حتی در بخش‌هایی در فیلم که میکاییل و لیزبث مراحل تحقیق و رمزگشایی پرونده جنایی خود را پیش می‌برند نیز برخورد اطرافیان و نوع جواب‌هایی که به آن‌ها می‌دهند و رازهایی که از گذشته آنان برملا می‌شود همواره مخاطب را نگران سرنوشت شخصیت‌ها می‌کند.

در دختری با خالکوبی اژدها شما آفتاب و گرمای ناشی از تابش آن را در هیچ نمایی حس نخواهید کرد. نماهای بیرونی فیلم اگر در روز گرفته شده باشند هوایی ابری و برفی را نمایش می‌دهند و در نماهای داخلی نیز تمام جزییات عکسی همچون نورپردازی و رنگ اشیا هیچکدام برای دلگرمی و آرامش خاطر تماشاگر طراحی نشده اند.

در فیلم آقای فینچر کاراکترهای میکاییل و لیزبث باورپذیر و حساب شده طراحی و اجراشده است. در بخش جنایی و محرک داستان نبوغ و جسارت و پشتکار لیزبث به خوبی مکمل میکاییل شده و بیننده اهمیت حضور او در پیشبرد داستان رابه خوبی درک می‌کند و از آنطرف میکاییل برای دختری رنج کشیده، منزوی و ضد مرد می‌تواند اولین مرد متشخص و قابل اعتماد باشد.

درام فیلم فینچر براین اساس پیش می‌رود و قهرمانان فیلم یکی از بهترین و باورپذیرترین زوج‌های سینمایی این چندساله راتشکیل میدهند. به همین دلیل پایان بندی اثر و نمایی که لیزبث تنها و دلشکسته سوار برموتور می‌رود پایانی حسرت برانگیز و غمناک را برای مخاطب به ارمغان می آورد. البته تمام موارد ذکر شده بدان معنی نیست که دختری با خالکوبی اژدها کاملا بی نقص است.

فیلم‌های جنایی و دلهره آور می‌بایست برای تعلیق و کنجکاوی هرچه بیشتر مخاطب تعداد مظنونان اصلی رابیشتر و پیچیده تر جای‌گذاری کنند. چیزی که این فیلم در آن خیلی موفق نیست به واقع اگر از علاقه مندان به آثار جنایی باشید بعید است در تشخیص قاتل اصلی گمراه گردید.

همچنین پس از پایان ماجرای قتل‌های سریالی فیلم می‌توانست پایان گیرد اما وجود یک داستان فرعی (که از ابتدا هم حضور دارد) زمان اثر را بیهوده طولانی می‌کند و مشکل آنجاست که به اندازه بخش جنایی اصلی فیلم کشش ندارد و نمی‌تواند جذاب باشد. دختری با خالکوبی اژدها فیلم دیدنی و جذابی است که اگرچه با چهار ستاره بودن فاصله دارد اما تریلری خوش‌ساخت و به یادماندنی است که گوشه ای از ذهنتان را برای همیشه مشغول خواهد کرد.

همچنین ببینید: فیلم » فیلم ایرانی » نقد فیلم » وبلاگ