در ستایش قدرت و یگانگی فیلم پدرخوانده the godfather 1

0

در ستایش قدرت و یگانگی

یادداشتی از پدرخوانده ۱ :

اینکه چرا مجموعه پدرخوانده پس از گذشت چند دهه هنوز هم دیدنی و‌ جذاب بنظر می‌رسد ابتدا به نگاه و موضع فیلمنامه نویس و کارگردان آنها برمی‌گردد. پدرخوانده شاید درنگاه اول فیلمی باشد در ژانر جنایی با همان مولفه های همیشگی و آشنا: تبهکاران قدرتمند. جلسات مخفیانه، طرح توطئه، اتحاد و دشمنی…

پلیس های فاسد و سیستم قضایی رو به زوال و … اما آنچه پدرخوانده را تبدیل به اثری ماندگار می‌کند تبدیل کردن شخصیت‌های اصلی به انسان است و نه تیپ های رایج و کلیشه ای. پدرخوانده درگام نخست موفق می‌شود از دون کورلئونه. مایکل و سانی شخصیت بسازد. بدان معنی که در پدرخوانده تمام کنش و واکنش‌ها دلایل منطقی و عقلانی یافته و هیچ عملی را تحمیلی و نامرتبط نخواهیم یافت.

همین امر موجب می‌شود مخاطب قبل از آنکه بخواهد با حوادث و اوج و فرودهای داستان همراه باشد شخصیت‌ها را می‌پذیرد و به طبع سرنوشت و اعمال آن‌ها برایش در اولویت قرار می‌گیرد. پدر خوانده به خوبی بیانگر اوضاع سخت و پیچیده مناسبات قدرت می‌شود. دراین فیلم کاپولا به عنوان خالق اثر تاکید می‌کند در دنیای سیاه و بیرحم مافیا به واقع هدف وسیله را توجیح می‌کند. برای حفظ و گسترش نفوذ و قدرت نمی‌توان دل رحمی به خرج داد و به زبان عامیانه تر قواعد بازی را نباید نقض نمود.

دون کورلئونه چنانچه در فیلم هم مشاهده می‌کنیم می‌تواند یک پدربزرگ مهربان و دلسوز باشد. می‌تواند به فرزندان و استحکام خانواده و سرنوشت تک تک اعضا آن اهمیت دهد. دون کورلئونه حتی می‌تواند برخلاف رقیبان کاری خویش نسبت به ورود در امر قاچاق مواد مخدر موضع منفی بگیرد …. اما مسئله آنجاست که تا زمانی که بر مسند قدرت تکیه داده می‌بایست ابتدا پدرخوانده باشد. بدان معنی که همواره باید ترس دیگران و به طبع احترام آن‌ها را داشته باشد.

در فیلم پدرخوانده مراتب پایین‌تر قدرت نیز از این ورطه وهمناک در امان نیستند. مایکل کورلئونه جوانی تحصیل کرده. عاشق پیشه و با سابقه جنگ نیز وقتی خود را در میان جهنم مافیایی می‌بیند چاره ای جز تن دادن به قواعد و مناسبات ندارد. مایکل پتانسیل آن را دارد تا درشرایط عادی و معمول تبدیل به یکی از شهروندان موفق و با آینده باشد. او می‌تواند نمونه بارز یک مرد خانواده دار ایده آل باشد اما زمانی‌که پدر و برادر خویش را در مخمصه و جدال با مرگ مشاهده می‌کند خود نیز به خشونت و تباهی روی می آورد.

کارگردانی کم نقص کاپولا در ارائه مفاهیم درونی فیلمنامه موفق عمل می‌کنند. همچون استفاده از رنگ بندی تیره و نورپردازی های خفیف (نماهای داخلی) که به خوبی حس خفقان و التهاب را به مخاطب القا می‌کنند. این حالت رنگ بندی در نوع پوشش بازیگران و جزییات صحنه ها رعایت گشته است.

یا بهره گیری از عنصر موسیقی: به عنوان مثال در ابتدای فیلم و هنگامی که دون کورلئونه مشغول گوش دادن به حرف‌های یکی از زیر دستان خود است به محض اتمام گفتگو با آن‌ها صدای موسیقی جشن عروسی به گوش می‌رسد تا کاپولا تاکید کند کورلئونه برای ادامه حیات و حفظ قدرتش در ابتدا نیاز به زیر دستانی مطیع و محتاج دارد و بعد از آن است که رنگ و صدا زندگی برایش معنا می‌دهند.

پدرخوانده بیانگر اوضاع دهشتناک و تاریک افرادی است که در راهی قرار دارند که به اصطلاح نه راه پس برایشان باقی مانده و نه راه پیش. دنیای پدرخوانده همچون باتلاقی شوم است که هرحرکت در آن منجر به سقوط بیشتر می‌شود . پدرخوانده نمایشی است که در آن ضدقهرمان‌های فیلم آگاهانه و هوشیار در جریان مسیر تباهی خود و اطرافیان هستند اما تا آنجا که در توان دارند برای با صلابت بازی کردن تلاش می‌کنند.

افراد پدرخوانده تمامیت خواه و جاه طلب هستند و این امر را چنان جدی دنبال می‌کنند که می‌توانند هر مانعی را از سر راه خویش کنار بزنند. در پدرخوانده خانواده کورلئونه مورد هدف گلوله رقیبان قرار می‌گیرند. تهدید می‌شوند. تهدید می‌کنند و جواب توطئه دشمن را قاطعانه می‌دهند و اصولا زیست خود را برهمین روال پیش می‌برند. آنها نمی‌توانند خود را بدون مصیبت و آلودگی و تباهی تصور کنند… این مهمترین رسم و دستاورد این خانواده است.

همچنین ببینید: فیلم » فیلم ایرانی » نقد فیلم » وبلاگ

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*