تحلیل و نقد فیلم The Guilty 2018 گناهکار

امتیاز شما
[کل: 0 میانگین: 0]

تحلیل و نقد فیلم The Guilty 2018 گناهکار

گناهکار فیلمی در ژانر درام، مهیج و رازآلود به کارگردانی گوستاوو مولر دانمارکی که در سال 2018 اکران شد و توانست با استقبال خوبی از سوی مخاطبان و منتقدان مواجه شود. داستان فیلم راجب آسکر هولم مامور پلیسی است که برای چرخش پست در اداره آنها در مرکز پاسخگویی فوریت های پزشکی و اورژانسی کار میکند و مسئول پاسخگویی تلفن های ضروری مردم است و در یکی از این تلفن ها اسکار درگیر ماجرایی میشود که …

فیلم از همان ابتدا و صدای مرده زنگ تلفن نوید شروع فیلم را میدهد و شخصیت را یک راست در بخش کار خود داریم سپس در تصویر اول نمایی اکستریم کلوزاپ از گوش شخصیت نشان داده میشود که سپس گوشی و هدفون را برروی گوش خود میزارد و تلفن را جواب میدهد. همین پلان برای نمایان کردن کانسپت اصلی فیلم یعنی ارتباطات رسانه ای و تلفنی و نوعی دیالوگ محوری فیلم کافی است که منازل را آگاه کند. فیلم باتوجه به اینکه تک لوکیشن است و کار فضاسازی برای فیلمساز راحت تر است با گرفتن نماها و پلان های خوب از ساختار فیلم، کلوزاپ ها و نماهای کلی بخصوص مستر شات ها این امر را بخوبی انجام میدهد.

طراحی صحنه و دکوراتیو درستی دارد، نورها و بخوصص زوم دوربین بخوبی ما را از موقعیت فیلم و اکت شخصیت در آن آگاه میکند، تیپ سازی ها خوب و تصویر برداری ها از موقعیت به گونه ای است که فیلم بخوبی فضایی تنش زا و ارتباطی را میسازد و فرم خود را کامل میکند برای ارائه مفهوم و محتوای خود. صدابرداری و صداگذاری های فیلم بشدت دقیق کار شده است و درست در بخشی باگ دارد اما کاملا با صدا همون قالب اصلی فیلم و فضای داستانی بیرون از لوکیشن را برای مخاطب میسازد. موسیقی و نوفه های فیلم بجا استفاده شده است اما تمرکز فیلمساز بیشتر روی صداهای واقعی موقیعت است تا هم حس پذیری شخصیت بهتر نمایش داده شود اما مخاطب بخوبی از جو حاکم بر فیلم آگاه شود.

فیلم میزانسن محدودی دارد اما همانقدر در فضایی اداری بس است و نوع زاویه بندی دوربین خوب و بینا است. تدوین فیلم خوب و جاگذاری سکانس ها قابل قبول برای قصه است و در نهایت کارگردانی خوب و تکنیکی پیشرو در اینگونه فرم دهی ها دارد. فیلم در فیلمنامه هم خوب عمل کرده است، اما در شخصیت پردازی کاراکتر اصلی ما در بخش شخصی اش میتونست بهتر و کامل تر عمل کند، سایر شخصیت ها بدون حتی حضوری در تصویر با دیالوگ نویسی خوب فیلم شناخت نسبی از خود به ما میدهند. نقاط عطف اصلی و فرعی فیلم خوب است، بخصوص در ایجاد تعلیق های داستانی و ساسپنس خوب عمل کرده است و فیلمنامه پر از زیر متن و اشارات ریز و درشت از شخصیت و موقیعت ها است.

آن چسپ زخم شخصیت یا تلفنی که به او میشود راجب دادگاهش کاملا نشون میدهد. که شخصیت در فضایی خارج از لوکیشن و در قبل داستان ما دچار ضربه و حادثه ای شده است تا فیلمنامه داستانی دو لایه را برای ما تعریف کند و به پیش ببرد. یکی موقعیتی که در ماجرای اصلی فیلم است و دیگری کنار اومدن شخصیت با حادثه قبلی خود و مکالمه اش با دوستش راجب دادگاه فرداش که ماجرای فرعی فیلمنامه است. شاید قصه کلی ما در اواسط فیلم ساده به نظر برسد و بیخودی کش پیدا کند اما نقطه عطف بسیار خوب و پیچش های داستانی درجه یک مخاطب را بکوب پای ماجرای خود می نشاند تا از پایان آن آگاه شود.

فصل های مختلفی که فیلم در یک لوکیشن رقم میزند خوب است و تعامل شخصیت اصلی قصه ما با کسی که ادعا میکند ربوده شده است خوب است و بازی بازیگر قصه ما قابل قبول است زیرا باید تمام موقیعت های فیلم را در ذهن خود عکس کند و ری اکشن های خوبی به آن داشته و همین امر برای مخاطب هم پیش میاید و با دیالوگ گویی های خوب اسکار و شناختی که از فضای داستانی خارج میدهد از صدای باران تا تشریح صحنه ها این امکان تصور را به مخاطب هم میدهد. فیلم حتی در بعضی جاها با پیچش داستانی خوب و پیرنگ دقیقی که دارد شخصیت را بانی یک سری اتفاقات نشون میدهد و سر اخر با پایان بندی خوب و گیرا فیلم به اتمام میرسد.

گناهکار، دنبال گناهگار میگشت!

فیلم با موقیعت های مختلفی که ایجاد میکند از ابتدا مفهوم و پیام خود را به گوش مخاطب میرساند. فیلم با نقدی به نظام مدیریتی سیستم ارتباطاتی و خدماتی کشور خود شروع میکند نوع برخورد آن دختر در اداره پلیس زندای شمالی یا برخورد دوست اسکار هنگام کمک از آن تا خود فضای آن که آدمارو بی تفاوت از هم نشان داده و وقتی که کسی حتی حاضر بخاطر نجات جون انسانی شیفت بعدی خود را بماند اما کسی اهمیتی ندهد. فیلم حتی نگاهی آسیب شناسانه به جامعه دانمارک با آن تماس های ابتدایی دارد. خفت گیری ها و استعمال مواد توسط جوانان و حتی شرکت در تظاهرات اعتراضی که شخص از دست کتک خوردن از پلیس فرار میکند. این ایدئولوژی و نگاه فیلمساز به جامعه خود خوب و حالتی انتقادی به فیلم میدهد.

تا سیاست های داخلی کشور خود را بازگو کند از برخورد حکومت تا آسیب های اجتماعی و اما فیلم در ماجرای اصلی خود همانطور که گفتم دنبال گناهکار میگشت. گناهکار کیست؟ آیا خودمان که همیشه قربانی نفس درونی مان میشویم و حتی برای کمک به دیگران انقدر پیش میرویم که به آن شخص آسیب میزنیم آیا ما برای رهایی از ذات تاریک خود باید کاری انجام دهیم که سبکمان کند؟ شخصیت ایبن که مریضی روانی داشت یا خود اسکر هردو وجه مشترکی داشتند آن هم اینکه هردو زخم خورده از بخش تاریک وجود خود بودن. اعمال هایی که انسان دست به انجام آن میزند و برای توضیح دادن آن فقط راحتی خود را دلیل میاورد.

صدایی درونی که به ما میگوید اینکارو بکن و راست و غلط آن را نمیدانیم شاید فقط بخاطر همون کشتن مارهاست. که نشانه از نیروی شر و منفی است. شخصیت اسکر درون مایه قوی دارد زمانی که با دوست خود رشید صحبت میکند و آنرا ابتدا وادار به گفتن شهادت دروغ میکند ولی پس منحنی شخصیت و غافلگیر شدن آن، پشیمون میشود زیرا اینبار متوجه خطای خود و باز آزار دادن کسی میشود که فقط قصد کمک به او را داشت. حرف اصلی گناهکار در مجموع به انسان گرایی برمیگردد که در قالب گناه، دلسوزی، کمک و خود ذات واقعی انسان نشان میدهد.

انسانی که گاه دست به کارهایی میزند که خود از آن آگاه نیست و چرخش زمان و تأثیر آن روی اطرافیان ما را آگاه میکند. روانکاوی شخصیت ها وقت زیادی میبرد اما همینقدر باید دونست که انسان از حادثه هایی ضربه میخورد که دیگر خود را گم میکند. دست به هر عمل کثیفی میزند ولی مهربانی و دلسوزی خالص همیشه ما را متحول میکند. تأثیر پذیری ما از زندگی دیگران و بالعکس همگی بازتاب اعمالی است که انجام میدهیم و همگی یک روز مانند شخصیت اسکر در دالانی که نور امید از آن میخواهد کم کم نمایان شود به کسی زنگ میزنیم و کار غلط خود را بازگو میکنیم.

همچنین ببینید: دانلود فیلم » دانلود فیلم ایرانی » سریال » نقد فیلم » سایت