فیلم You Were Never Really Here (تو هرگز واقعاً اینجا نبودی) 2017

امتیاز شما
[کل: 0 میانگین: 0]

جهنم یعنی: گذشته.حال.فردا

فیلم You Were Never Really Here

بدون شک تماشای فیلم جذاب و گیج کننده (تو واقعا هرگز اینجا نبودی) آخرین ساخته (لین رمزی) برای هر بیننده ای جالب و دوست داشتنی نخواهد بود چراکه لین رمزی همچون استادی بازیگوش هر لحظه مخاطب فیلمش را در میان هجمه ای از سوالات و ابهامات غوطه ور میسازد و در انتها نیز به تمام پرسشهای ایجاد شده برای وی پاسخی سرراست و منطقی نمیدهد! این فیلم یک تجربه متفاوت است که آگاهانه با عکسها و حاشیه های صوتی ویرانگرش به مانند آواری سهمگین در تک تک لحظات برسر مخاطب آوار میشود. هرچند لحظات سکوت سنگینی نیز در فیلم هست که به لحاظ انتقال تشویش و دلهره کمتر از سایر اجزا نیستند.

لین رمزی بی رحمانه ضدقهرمانی ترسناک و مهیب بنام جو (با هنرمندی درخشان خواکین فونیکس) را رفته رفته به بیننده معرفی میکند و پس از این مقدمه او (و همزمان مخاطب) را وارد کابوسی هراس انگیز میکند که آشکارا نوید فرجام تلخی را میدهد. این فیلمی است که آزار میدهد و از این کارش لذت میبرد. جو به عنوان یکی از پیچیده ترین و خشن ترین شخصیتهای این چندساله سینما با اعمال خشونت بار ی که برخودش و دیگران تحمیل میکند به نوعی به یک جنون آمیز میرسد و همین امر ممکن است برخی مخاطبان را از فیلم بیزار کند. او در این فیلم با مشت و چکش به جان دیگران میفتد و با چاقو و نایلونی پلاستیکی برای عذاب دادن خویش تلاش میکند.

این فیلمی است که بیشتر متکی به اجرای کارگردانی است تا فیلمنامه. کارگردان با نماهای کلوزآپی که از چهره مضطرب ضدقهرمانش شکار میکند حس نا امنی روانی بیننده را تشدید میکند. خواکین فونیکس که در گذشته با ایفای نقش در شاهکاری بنام (مرشد و جوکر) هم ثابت کرده بود در ایفای نقش افراد روانپریش، رنجور وغیرقابل پیش بینی تخصصی عجیب دارد در این فیلم هم چه در سکوت و بازی با اجزای صورت و چه در نوع راه رفتن و اکتهای بیرونی دست کارگردان را باز گذاشته تا او بتواند بهترین نماها را از او شکار کند. رمزی حتی در نماهای بیرونی نیز با دوربینش توانسته تنهایی و مرموز بودن شخصیت اصلی خود را به مخاطب تفهیم کند. چنانچه در نمایی که جوتنها در خیابان مشغول قدم زدن است و رفته رفته حضور اتومبیل ها در قاب تصویر نمایان میشوند و صدای کر کننده آنها لحظه را در بر میگیرند.

لین رمزی از بحث تدوین و تاثیر مهیبی که میتواند وارد کند هم به درستی بهره میبرد و برش نماها در برخی لحظات یاد آور تدوین درخشان و فراموش نشدنی سریال (دروغهای کوچک بزرگ) هستند. رفت و برگشت میان کابوس و زندگی، خواب و بیداری، احساس گناه و رستگاری به کمک تدوینی جزیی نگر و حساب شده لحظه ای دست از سرمان بر نمیدارند. نکته جالب توجه در این فیلم آن است که اگرچه کارگردان سعی داشته با قطعات صوتی که همچون چکش با روح و روان بیننده بازی میکنند او را مضطرب سازد اما در دو مقطع از حساس ترین بخشهای فیلم بدون شنیدن هیچ صوتی و تنها با دیدن خشونت تصویری حیوانی که فقط از موجودی بنام آدمیزاد بر می آید التهابمان افزایش می یابد. در این فیلم به وفور خون میبینیم.

شکنجه هایی که در برخی حس خفگی القا میشود را هم داریم و حتی شاهد کشیده شدن دندان هستیم اما از آنجا که ضدقهرمان فیلم فردی بیزار از زندگی، تنها و منزوی و در آرزوی مرگ است پس نوعی شاعرانگی جنون آمیز نیز در بطن داستان گنجانده شده که میتواند حس دوگانه ای را برای بیننده فراهم سازد. به واقع این فیلم هم به مانند دیگر آثار درجه یک هنرهفتم میتواند طرفداران و مخالفان خاص خود را داشته باشد. این فیلم تجربه ای است که هر شخص بنا به تجربه و زیست خویش میتواند آنرا بپسندد یا بلعکس از آن بیزار شود. در هرصورت پیشنهاد میکنم حتما یکبار دیدنش را امتحان کنید و کمی متفاوت دیدن را نیز تجربه کنید که بسی خوشایند است.

همچنین ببینید: دانلود فیلم » دانلود فیلم ایرانی » سریال » نقد فیلم » وبلاگ